تبلیغات
all - متن کامل اهنگ های البوم یه خاطره از فردا..

all
 
ehsan-iran.mihanblog.com

IRAN-AZERBAIJAN
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1389 توسط ehsan t.mouradloo

نمی دونم


از این زنــدگی ِ خالی
منو ببــر به اون سالی…
که تــو اسممو پرسیدی …
به روزی که منـــو دیدی
به پله های خاموشی
که با مــن رو به رو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منـو بـبر به دنیامو
به اون دستا که میخـوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیــدونـم…
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه…..
به اون ترانه ی شــادی
که تو یاد ِ من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفســگـیـره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع….
منو ببر به دنیامو
به اون دستا که میخوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیدونــــم…
از این دوری ِ طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تــو اونجایی
زیر ِ بارون ِ تنهایی
منو ببر به اون حالت ..
همون حرفا….
همون ساعت
به اندوه غروبی كه
به دلشوره خوبی كه
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون دستـا که میخوام و…
به اون شبها که خندونم
که تقدیرو نـمیدونــــم…
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمیـدونــــم…
نمیدونـم
نمی دونم ….

 

نمی دونم


از این زنــدگی ِ خالی
منو ببــر به اون سالی…
که تــو اسممو پرسیدی …
به روزی که منـــو دیدی
به پله های خاموشی
که با مــن رو به رو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منـو بـبر به دنیامو
به اون دستا که میخـوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیــدونـم…
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه…..
به اون ترانه ی شــادی
که تو یاد ِ من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفســگـیـره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع….
منو ببر به دنیامو
به اون دستا که میخوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیدونــــم…
از این دوری ِ طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تــو اونجایی
زیر ِ بارون ِ تنهایی
منو ببر به اون حالت ..
همون حرفا….
همون ساعت
به اندوه غروبی كه
به دلشوره خوبی كه
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون دستـا که میخوام و…
به اون شبها که خندونم
که تقدیرو نـمیدونــــم…
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمیـدونــــم…
نمیدونـم
نمی دونم ….



دارم میام پیشت


دارم میام پیشت جاده چه همواره

هوا چقدر بوی عطر تو رو
داره
جاده چه همواره هوا چقدر صافه

شب داره موهای سیاهشو می بافه

فقط تو
میفهمی امشب چه خوشحالم
از این خوشی لبریز رویایی حالم

امشب تو هم مثله خودم
چه بی تابی
از شوق این دیدار اصلن نمی خوابی

از این ور جاده تا اونور
جاده
میام آخه چشمات وعده بهم داده

میام که باز دستات رفیق دستام
شه
دوباره تو عمق نگاه تو جا شه




خودت خواستی


خودت خواستی که من مجبور باشم

برم جایی که از تو دور باشم

تو پای منو از
قلبت بریدی
خودت خواستی که من اینجور باشم

خودت خواستی که احساسم بشه
سرد
خودت خواستی نمیشه كاریم كرد

می دیدم دارم از چشمات میفتم

مدارا کردم
و چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبود و

به این بازی دلم راضی نبود و

از
اول آخرش رو می دونستم
تو تو نستی ولی من نتونستم

برات بودن من کافی نبود
و
حقیقت این که می بافی نبود و

دارم دق می کنم از درد دوریت

میخوام مثل تو
شم اما چه جوری



اعتراف


دو سه روزه که مات و بی اراده ام
یه چیزی فکرمو مشغول کرده

همین عشقی که درگیر هواشم

منو نسبت
به تو مسئوول کرده
از اون رابطه معمولی ما

چه عشقی سر گرفت تو روزگارم

دو
سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم

نمی بینی دارم جون
میدم این جا
نمی دونی به تو محتاجم این جا

چقد راحت منو وابسته کردی

دارم
دیوونه می شم کم کم اینجا
میخوام مثه قدیما مثه سابق

یه وقتایی یکی با من
بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره

یکی باشه که زخمامو ببنده

نمی بینی دارم
جون میدم این جا
نمی دونی به تو محتاجم این جا

چقد راحت منو وابسته
کردی
دارم دیوونه می شم کم کم اینجا




خواب وبیداری


تو رو دیدم نفسم بند اومد
دل من یک دفه یه حالی شد

نمی دونم که
هوا سنگین بود
یا زمین زیر پاهام خالی شد

من به چشمای خودم شک کردم

این
همه می شه مگه زیبایی
مثه تو وقتی تو خوابها نیست

نمیشه حتی بگم
رویایی
نمیشه حتی بگم رویایی

به خودم اومدم و حس کردم

تو بهشتم اما این
دنیا بود
تو زمان گم شدم و هر لحظه

مثه یه خاطره از فردا بود

من هنوزم به
چشمام شک دارم
تو هنوزم با منی اینجایی

اگه بیداریه من دیوونه ام

اگرم
خوابه که تو رویایی



بی کسی


دیگه دارم به خودم
شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی

من که دست دلمو رو می کنم

چرا دنیامو
نمی فهمه کسی
دل من مونده رو دستم

دلی که همه ی دار و نداره آدمه

کاش یکی
از ته دل به من بگه
عاشق این دل صاف و سادمه

دیگه دارم به خودم شک می
کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی

من که دست دلمو رو می کنم

چرا دنیامو نمی
فهمه کسی
آخه من چیزه زیادی نمی خام

یه نوازش یه نگاهه مهربون

یکی که خودش
باشه تا بتونیم
واسه همدیگه بمونیم هر دومون

دیگه دارم به خودم شک می
کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی

من که دست دلمو رو می کنم

چرا دنیامو نمی
فهمه کسی



کاش عاشقت نمیشدم


فرصت ما تموم شده
باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم

خاطره ها رو یادمه
لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو

بد بودم و
بدتر شدم میرم با پاهای خودم
میرم نمیدونم کجا آخ کم آوردم به خدا

دلگیرم
ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرهم کم نشد

من
موندم و تنهایام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت
اشتباه
..
هر روز عاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم

ساختیم ولی به آرزومون
نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب

نه من نه تو از عاشقی خیری
ندیدیم
..
دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم

من موندمو تنهایام از دنیا
هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت اشتباه

فرصت ما تموم شده باید از
این قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم

خاطره ها رو یادمه لحظه به
لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو




مسری


چقدر خوبه که تو هستی چقدر خوبه تو رو دارم
چقدر خوبه که
از چشمات میتونم شعر بردارم
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره

شاید این
واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره
واست زوده بفهمی من چرا اواره ی
دردم؟
واسم دیرم از این خلوت به شهرعشق برگردم

واسم دیره پشیمون شم چه خوبه
با تو شب گردی
واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی؟

لالالا لالالا
لالالا
نه این كه بی تو ممکن نیست نه اینکه بی تو میمیرم

به قدری مسری حالت
که دارم عشق میگیرم
همه دلشورم از اینه که عشق اندازه ی حاله

تو جوری عاشقی
کن که نفهمم عشق با توهِ
واست زوده بفهمی من چرا اواره ی دردم؟

واسم دیرم از
این خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی

واست
زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی؟
لالالا




دنیا

دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بیرون بریم چرا تو دنیا
واستیم؟
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست

اونجا که ماه می خنده بی فروغ
نیست
اون جایی که بی منت زمونه

زندگی رو میسازیم عاشقونه

دنیا حساب کتاب
داره نخواستیم
سوال بی جواب داره نخواستیم

این همه پیچ و تاب داره
نخواستیم
دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم

بیرون بریم چرا تو دنیا
واستیم؟
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست

اونجا که ماه می خنده بی فروغ
نیست
اونجایی که بی منت زمونه

زندگی رو میسازیم عاشقونه

بهت میگن سر به
هوا کجایی
از اینوری یا اهل اونورایی

سر به هوا بودن تو دنیا بد
نیست
چشمهای ما دروغ دیدن بلد نیست

میگن که دنیارو قفس کشیدی

بهت میگن
ترسیدی پس کشیدی
بزار بگن ما اهل دنیا نیستیم

ما همه پرتیم و تو اینجا
نیستیم
دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم

بریم یه جا که خورشیدش دروغ
نیست
اونجایی که بی منت زمونه

زندگی رو میسازیم عاشقونه




اتفاق


اتفاق افتاد دست من نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم

ساده
تر از اونی که فکر می کنی
بی دلیل و بی هوا عاشق شدم

قلب من یک عمر با من
بوده و
تازه فهمیدم کجاس کارش چیه

تازه فهمیدم همه افسانه ها

شعرها معجزه
ها کاره کیه
من نمی دونم چرا حس می کنم

این روزا احوال من بهتر شده

فرق
کرده خنده هامو گریه هام
عکس من تو آیینه واضح تر شده

اتفاق افتاد دست من
نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم

ساده تر از اونی که فکر می کنی

بی دلیل و بی
هوا عاشق شدم




خلاصم کن


غروبم مرگ رو دوشم طلوعم کن تو میتونی
تمومم سایه می پوشم شروعم کن تو میتونی
شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا
منو با چشمای بازت ببر تا مشرق رویا
دلم با هرتپش با هر شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
چه راه هایی که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقایی که گاهی هست و گاهی نیست
تو خوب سوختن رو میشناسی سکوتو از اونم بهتر
من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر
میخوام مثل همون روزا که بارون بود و ابری شم
دوباره تو حریر تو




.: Weblog Themes By Pichak :.


ehsan-iran.mihanblog.com

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
موسیقی ما
کد آهنگ:پی سی نرم افزار

[url=http://www.ariabux.com/?r=110624672][img]http://www.ariabux.com/includes/img/468x60.gif[/img][/url] خطاطی نستعلیق آنلاین
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک